ميرزا محمد حيدر دوغلات

489

تاريخ رشيدى ( فارسي )

خلف صدق ايشان ، مخدوم‌زاده مولانا قطب الدين احمد آن را به بنده فرستادند . آن رساله را به جنس نقل كرده مىشود . اين بنده بىبضاعت عديم الاستطاعة « 1 » به تحقيق مىدانم كه اين مسوده كه از قلم غفلت به مدد مداد جهالت تسويد مىيابد در نظر صاحب نظران نمودارى ندارد مگر به شرف تيمن اين رسايل در نظر صاحب‌دلان درآيد و زلّات تقرير قلم و هفوات تحرير اين بنده « 2 » كمينه را به ميامن و بركات اين رساله ، زيل عفو پوشانند و بازگشت مىنمايم از آنچه در اين « مختصر » خطايى و خللى واقع شده باشد كه حضرت غفور و ستار العيوب ، جلّ جلاله ، آن خطا و خلل را به صدق و راستى اين رساله بخشد . 552 نظم : الهى الهى خطاى كرده‌ايم * تو بر ما مگير آنچه ما كرده‌ايم الهى مقصر به كار آمديم * تهى دست و اميدوار آمديم خبر انتقال حضرت مولانا به جوار حضرت ذو الجلال و الكمال و الافضال - جلّ جلاله - و اين رساله وقتى كه خان به آت‌باشى [ به ] تلطيف هوا رفته بود بنده را براى ضبط ممالك گذاشته رسيد . از اين خبر آتش در جان مخلصان افتاد . به اين مقاله ترنم نوده مىشد كه ؛ بيت : دردا كه پاكباز جهان از جهان برفت * پاك آن چنان كه آمده بود آن چنان برفت از اين الم چشم‌ها گريان و سينه‌ها بريان شد . اين بيت در آن ايام تكرار مىيافت : چشم مرا ز گريه بسيار نم نماند * گر خون دل مدد نشدى چون گريستمى آن ايام ( 228 ر ) صبح قربت به شام فرقت مبدل شد و در آن وقت الم ، رساله با بنده رسيد و زبان حال به اين مقال مترنم مىشد : حرفى كه يابم از قلم مشكبار او * سازم حمايل دل و جان يادگار او و اين رساله به جنس نقل نموده مىشود . آن اين است : ( 228 پ )

--> ( 1 ) . نگ : - عديم الاستطاعة . ( 2 ) . نگ : - و زلّات . . . اين بنده .